سرمقاله نشریات

امام حسین (ع) و تعهد به حقوق قراردادها در لحظه تنهایی و اضطرار (مطالعه موردی ترخیص ضحاک بن عبدالله در عصر عاشورا)

محمد درویش‌زاده ۷ شهریور ۱۴۰۵ ۱۵ دقیقه مطالعه ۱۰ بازدید
امام حسین (ع) و تعهد به حقوق قراردادها در لحظه تنهایی و اضطرار (مطالعه موردی ترخیص ضحاک بن عبدالله در عصر عاشورا)
امام حسین (ع) و تعهد به حقوق قراردادها در لحظه تنهایی و اضطرار (مطالعه موردی ترخیص ضحاک بن عبدالله در عصر عاشورا)

۱. مقدمه

در فضای مناسبت‌های ایام محرم، که قلب‌ها و ذهن‌ها را به سوی واقعه عظیم کربلا سوق می‌دهد، ضرورت دارد از نگاه‌های تکراری فاصله بگیریم و در پی استخراج لایه‌هایی باشیم که در غبار روایت‌های عاطفی، کمتر به آن‌ها پرداخته شده است. نویسندگان، دو سال قبل (محرم ۱۴۰۳ هـ.ش.) مقاله‌ای با عنوان «پرسش‌هایی از نسبت میان نهضت حسینی با حقوق بنیادین بشری» منتشر کردند. در آن مقاله، پرسش‌هایی برای نسبت‌سنجی میان نهضت حسینی و حقوق بنیادین بشر مطرح شد (محقق‌داماد، درویش‌زاده، روزنامه اطلاعات، ۱۵/۰۵/۱۴۰۳). از آن تاریخ، شاهد انتشار برخی آثار درباره رویکرد حقوق بشری به نهضت امام حسین (ع) بوده‌ایم،۱ اما این آثار، متناسب با انبوه پرسش‌های مطرح‌شده در آن مقاله، ارزیابی نمی‌شوند. اکنون، ضمن دعوت مجدد از اندیشمندان حقوقی کشور برای پرداختن به پرسش‌های مطرح شده در مقاله پیشین، به موردپژوهی در این زمینه می‌پردازیم. این نوشتار می‌کوشد تا، به عنوان گامی عینی و  مشخص، واقعه ترخیص «ضحاک بن عبدالله» از میدان را به عنوان یک «پرونده حقوقی»، در میدان نسبت‌سنجی قرار دهد.

بسیاری از وقایع تاریخی، در گذر زمان به «روایت» تبدیل می‌شوند و لایه‌های حقوقی و فلسفی آن‌ها پنهان می‌ماند. واقعه ضحاک، اگر صرفاً گزارشی از «سرنوشت یک فرد» تلقی شود، تنها یک روایت تاریخی است؛ اما اگر به عنوان مانیفستی در تلاقی اراده، تعهد و کرامت انسانی دیده شود، ما با یکی از مسائل پیشروی حقوق قراردادها و حقوق بشر روبه‌رو هستیم.

این پژوهش، با هدف الهام‌گیری حقوقی از کلام و رفتار امام حسین (ع) در بحرانی‌ترین لحظه نبرد (عصر عاشورا)، در چهار گام پیش می‌رود.

نخست، در بخش «توصیف مستند واقعه»، با تکیه بر منابع دست اول (تاریخ طبری و ابومخنف)، به تبارشناسی سندی روایت می‌پردازیم. در این بخش، با تحلیل فاصله زمانی راویان و بررسی «روایتِ اعتراف» و تواتر ترخیص اصحاب ، اعتبار تاریخی این نقل را از منظر متدولوژیک تثبیت می‌کنیم تا بستری سخت و مستند برای تحلیل‌های بعدی فراهم شود.

دوم، در بخش اصلی، یعنی «میدان تقاطع حقوقی»، با رویکردی «بینارشته‌ای»، واقعه را از چهار لایه حقوقی کالبدشکافی زیر می‌کنیم:

۱. از منظر «حقوق قراردادها»، برای بررسی حاکمیت اراده و مفهوم «برائت ذمه» در عبارت «أنت في حِلٍّ».

۲. از منظر «حقوق بنیادین بشر»، برای تحلیل کرامت انسانی و حق تعیین سرنوشت در برابر ابزار انگاری انسان.

۳. از منظر «حقوق نظامی»، برای تفکیک میان «جرم فرار از جنگ» و «خروج مجاز» بر اساس تجویز فرمانده.

 ۴. و در نهایت از منظر «حقوق بشردوستانه و کنوانسیون‌های ژنو»، برای تطبیق این رفتار با استانداردهای مدرن «گذرگاه امن».

در نهایت، در بخش «نتیجه‌گیری»، این تحلیل‌های انتزاعی را به کاربردهای امروزی پیوند می‌زنیم تا دریابیم چگونه اولویت دادن به «کرامت انسانی» بر «ضرورت عملیاتی»، می‌تواند به عنوان یک الگوی مدیریتی و حقوقی در جهان معاصر به کار گرفته شود.

این مقاله، تلاشی است برای اثبات این نکته که عدالت از سیره امام حسین (ع)، ضمن ایستادگی در برابر ظلم، در «احترام به اراده آزاد انسان» حتی در سخت‌ترین شرایط محاصره، تجلی یافته است.

۲. توصیف واقعه: تبارشناسی سندی و متن روایت

برای واکاوی حقوقی این واقعه، لازم است ابتدا اعتبار تاریخی آن را از طریق بازخوانی منبع اصلی و تحلیل فاصله زمانی راویان بررسی کنیم.

۲-۱. تحلیل منبع و بازه زمانی

منبع اصلی این روایت، کتاب «تاریخ الرسل و الملوک» تألیف محمد بن جریر طبری (متوفای ۳۱۰ هجری قمری) است. طبری این واقعه را به نقل از کتاب «مقتل الحسین» تألیف لوط بن یحیی، مشهور به ابومِخنَف (متوفای ۱۵۷ هجری قمری)، گزارش کرده است.

واقعه عاشورا در سال ۶۱ هجری قمری رخ داده و وفات ابومخنف در سال ۱۵۷ هجری قمری (حدود ۹۶ سال پس از واقعه) بوده است. بنابراین، ابومخنف می‌توانسته است با یک یا دو واسطه، این واقعه را گزارش کند.

وفات طبری نیز در سال ۳۱۰ هجری قمری (حدود ۲۴۹ سال پس از واقعه) بوده است؛ اما از آنجا که طبری به متن مکتوب ابومخنف دسترسی داشته، نقل او از اعتبار تاریخی برخوردار است.

ذکر این نکته ضروری است که ابومخنف نیز این روایت را نه به عنوان یک شنیده دور، بلکه از طریق سلسله سندی ثبت کرده که به شاهد عینی ماجرا ختم می‌شود.

۲-۲. تحلیل سلسله سند

سلسله سند، طبق متن صریح نقل طبری، چنین است:

«قال أبومخنف: حدّثنی عبدالله بن عاصم، عن الضحاک بن عبدالله المشرفی…»

در این زنجیره، ابومخنف روایت را از «عبدالله بن عاصم» و او نیز به طور مستقیم از خودِ «ضحاک بن عبدالله مشرفی» (قهرمان واقعه و شاهد عینی) نقل می‌کند. این «اتصال سند» به شخصِ اول واقعه، از منظر متدولوژی تاریخ‌نگاری، به روایت اعتبار بالایی می‌بخشد.

۲-۳. متن روایت و ترجمه تطبیقی

روایت از لحظه‌ای آغاز می‌شود که ضحاک، تنهایی امام را مشاهده می‌کند:

«ضحاک گفت: چون دیدم یاران حسین همگی کشته یا مجروح شده‌اند (أصيبوا) و دشمن به او و اهل‌بیتش راه یافته و جز “سوید بن عمرو خثعمی” و “بشیر بن عمرو حضرمی” کسی با او نمانده، به ایشان عرض کردم: ای پسر رسول خدا، تو می‌دانی که میان من و تو چه پیمانی بود؛ به تو گفته بودم تا زمانی از تو دفاع می‌کنم که جنگجویی (مقاتلاً) همراهت باشد، اما اگر جنگجویی نیافتم، من در انصراف و خروج آزاد هستم (أنا في حِلٍّ من الانصراف). شما هم گفتی: آری (نعم).»

امام در پاسخ، با وفاداری به قرارداد فرمود:

«راست گفتی (صَدَقتَ)؛ اما چگونه می‌توانی از این معرکه نجات یابی؟ (كَيْفَ لَكَ بِالنَّجَاةِ) اگر می‌توانی، تو آزادی (أنت في حِلٍّ).»

ضحاک روایت می‌کند که اسبش را از پیش در خیمه‌ای (فُسطاط) پنهان کرده بود. او پس از اجازه امام، بر اسب نشست و از میان صفوف دشمن راهی گشود و گریخت. در ادامه می‌گوید: «پانزده مرد (خمسة عشر رجلاً) مرا تعقیب کردند تا به دهکده‌ای نزدیک شط فرات، به نام شُفَیّة، رسیدم. در آنجا کثیر بن عبدالله شعبی، ایوب بن مشرح و قیس بن عبدالله مرا شناختند؛ اما سه نفر از بنی‌تمیم که با آنان بودند، مانع شدند و گفتند: “این پسرعموی ماست (هذا ابن عمّنا)، دست از او بکشید (كفّوا عنه).” به واسطه حمایت آنان، دیگران نیز دست کشیدند و خدا مرا نجات داد (فنجّانی الله).» (طبری، بی‌تا، ج. ۴، ص. ۳۳۹)

۲-۴. نکات توضیحی

برای شفافیت متدولوژیک، لازم است پنج نکته کلیدی را از منظر نقد تاریخی و سندی مورد توجه قرار دهیم.

اول: مرز میان «استنباط فقهی» و «تحلیل حقوقی و تاریخی»:

باید اذعان داشت که بررسی دقیق و تک‌تک زنجیره سند این نقل، بر اساس ضوابط سخت‌گیرانه «علم رجال»، مستلزم مجال و پژوهشی دیگر است. از آنجا که هدف ما در این نوشتار، «استنباط روشمند فقهی» برای استخراج حکم شرعی نیست، بلکه «تحلیل حقوقی و انسانی» یک واقعه است، بررسی تفصیلی و رجالی این خبر را به مجالی دیگر واگذار می‌کنیم و در اینجا بر محتوای روایت تکیه داریم.

دوم: عدم شمول بحث به قلمرو علم کلام:

در بررسی این واقعه، می‌توان به ابعاد کلامی و مباحث مرتبط با آن نیز پرداخت؛ به ویژه مسئله «وجوب حفظ جان امام زمان(ع)» که در تقابل با اعطای رخصت به اصحاب قرار می‌گیرد. با این حال، از آنجا که هدف اصلی این نوشتار، تحلیل حقوقی و بررسی مفاهیم «برائت ذمه» و «عدالت بخشنده» است، پرداختن به پیچیدگی‌های کلامی و بررسی اولویت‌های تکلیفی در این لحظه، از قلمرو بحث حاضر خارج است و تحلیل آن را به موضع و مجالی دیگر واگذار می‌کنیم.

سوم: تمایز متدولوژیک تاریخ در برابر رجال و درایه:

باید به این نکته توجه داشت که بررسی نقل‌های تاریخی، متدولوژی و رویکردی متفاوت با علوم «رجال و درایه» دارد. در حالی که در علم حدیث، هرگونه گسست در سند می‌تواند منجر به رد روایت شود، در تحلیل تاریخی، تلاقی شواهد، قرائن زمانی و تطابق روایت‌ها با واقعیات عینی، معیارهای پذیرش را شکل می‌دهد. بنابراین، این روایت را نه به عنوان یک «حدیث»، بلکه به عنوان یک «سند تاریخی» در چارچوب روش‌شناسی تاریخ نگاری می‌پذیریم.

چهارم: اهمیت «روایت اعتراف»:

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های این نقل، که اعتبار و صحت آن را به‌شدت تقویت می‌کند، «حضور مستقیم راوی در مقام نقش‌آفرین» است.

در این روایت، ضحاک بن عبدالله نه به عنوان یک نقل‌کننده غیرمستقیم، بلکه به عنوان کسی که خود، بازیگر اصلیِ قضیه است، سخن می‌گوید. نکته کلیدی اینجاست که او در روایت خود پذیرفته است که در لحظه تنهایی امام، از میدان خارج شده است. در نگرش رایج زمانه و در فرهنگ وفاداری به پیشوایان، این عمل نه یک فضیلت، بلکه نوعی «اعتراف به کوتاهی» و پذیرش گناه و تقصیر است.

از منظر روان‌شناختی و تاریخی، انسان‌ها تمایلی به بازنمایی نقاط ضعف و موارد «قدح» خود ندارند؛ لذا هنگامی که راوی، داوطلبانه نقشی را برای خود روایت می‌کند که در جامعه‌اش «ناپسند» تلقی می‌شود، این «صداقت در بیان نقطه ضعف»، قوی‌ترین دلیل بر صحت و عدم تخیل در نقل روایت است. به عبارت دیگر، محال است کسی برای دروغ پردازی، داستانی را ابداع کند که در آن، خود را مقصر یا کم‌وفا جلوه دهد.

پنجم: تکیه بر تواترِ «برائت ذمه» در رفتار امام:

یکی از قرینه‌های اصلی در تأیید صحت و اعتبار این نقل قول، تطابق آن با «سیره مستمر» امام حسین (ع) در مواجهه با اصحاب است. بررسی گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که اقدام ایشان در اعطای رخصت و آزادی از تعهد، اتفاقی موردی و استثنایی نبوده، بلکه الگویی تکرارشونده بوده است؛ چنانکه در منزلگاه‌های مختلف سفر و به ویژه در شب عاشورا، به اصحاب اجازه دادند تا هر کس بخواهد، ایشان را ترک کند و از تعهدات خود رهایی یابد.

این تکرار رفتاری، که در حد «تواتر» گزارش شده است، از منظر استدلالی، صحت این واقعه را تقویت می‌کند؛ زیرا نشان می‌دهد «رخصت دادن» بخشی از منش و رویه حقوقی ـ اخلاقی امام (ع) در قبال پیروانش بوده است. با این حال، وجه تمایز و ویژگی برجسته این مورد خاص، «بستر زمانی و مکانی» آن است؛ چراکه این حکم آزادی و برائت ذمه، دقیقاً در بحبوحه جنگ و در اوج تنهایی امام (ع) در عصر عاشورا، هنگامی که یارانش شهید و مجروح شده بودند، صادر شده است. این تضاد میان «شدت نیاز امام به یاران» و «بخشندگی ایشان در آزادی آنان»، این اقدام را از یک رخصت ساده به یک «الگوی قراردادگرا و متعالی» تبدیل می‌کند که در سخت‌ترین شرایط ممکن به ثمر نشسته است.

۳. تحلیل واقعه در میدان تقاطع حقوقی (کالبدشکافی بینارشته‌ای واقعه)

در این بخش، با یک «مورد مطالعاتی» روبه‌رو هستیم که در آن، اراده یک فرمانده در اوج بحران نظامی، با چهار نظام حقوقی متفاوت تلاقی می‌کند.

۳-۱. تحلیل از منظر حقوق قراردادها و حاکمیت اراده:

در این محور، رابطه امام حسین (ع) و ضحاک بن عبدالله را به عنوان یک «عقد» یا «پیمان» می‌بینیم که بر اساس اصل حاکمیت اراده منعقد شده است. ابعاد مختلف این موضوع به شرح زیر است.

۳-۱-۱. تحلیل شرط در عقد: در این پیمان، یک «شرط تعلیقی» یا «شرط فاسخ» وجود داشت: «همراهی تا زمان تنهایی امام». از منظر حقوقی، هنگامی که شرط خروج (تنهایی امام) محقق شد، تعهد ضحاک، به موجب متن قرارداد، زایل گردید.

۳-۱-۲. مفهوم حقوقی «حِلّ»: عبارت «أنت في حِلٍّ» در اینجا صرفاً یک اجازه اخلاقی نیست، بلکه یک «اقاله» یا «برائت ذمه» است. امام با این عبارت، رسماً اعلام می‌کند که هیچگونه تعهد قراردادی یا دینی برای نگه داشتن ضحاک در میدان وجود ندارد. این بدان معناست که امام، «حق انصراف» طرف مقابل را به رسمیت شناخت و مانع از تبدیل شدن این پیمان به یک «اجبار» شد.

۳-۱-۳. اولویت اراده بر مصلحت: در حقوق مدرن، بسیاری از قراردادها در شرایط اضطراری، به دلیل «قوه قاهره»، تغییر می‌کنند. اما در اینجا، امام (ع) حتی در اوج اضطرار، «حقوق قراردادی» فرد را بر «مصلحت نظامی» خود ترجیح داد؛ اقدامی که نشان‌دهنده تکریم مطلق اراده طرفین قرارداد است.

۳-۲. تحلیل از منظر حقوق بنیادین بشر و کرامت انسانی

در این لایه، نویسندگان از «حقوق قراردادها» فراتر رفته و به «حقوق طبیعی» و «کرامت انسانی» می‌پردازند. ابعاد این مسئله به شرح زیر است.

۳-۲-۱. حق تعیین سرنوشت و آزادی اراده: اجازه خروج به ضحاک، در واقع تجسد بخشیدن به اصل «آزادی اراده» است. در اینجا، امام (ع) با این رفتار تأکید می‌کند که هیچ انسانی نباید تحت فشار یا اجبار (حتی اجبارِ وفاداری) در جایی بماند که اراده‌اش از او سلب شده باشد.

۳-۲-۲. کرامت انسانی در برابر ابزارانگاری: از منظر فلسفه حقوق بشر، انسان باید همواره «هدف» باشد و هرگز نباید به عنوان «وسیله» به کار رود. اگر امام (ع) ضحاک را به دلیل نیاز نظامی (به عنوان یک سرباز) مجبور به ماندن می‌کرد، او را به یک «ابزار» تبدیل می‌کرد. اما با گفتن «أنت في حِلٍّ»، امام، کرامت انسانی ضحاک را به عنوان یک «سوژه آزاد» بازگرداند.

۳-۲-۳. حق حیات و ریسک پذیرفته شده: امام با پرسش «كَيْفَ لَكَ بِالنَّجَاةِ» (چگونه از معرکه جنگ نجات می‌یابی؟)، مسئولیت نجات را به خودِ ضحاک می‌سپارد، اما راه خروج را نیز می‌گشاید. این نشان می‌دهد که «حق حیات» و «حق نجات» در اولویت است و تحمیل مرگ بر کسی که اراده جنگ ندارد، با مبانی کرامت انسانی در تضاد است.

۳-۳. تحلیل از منظر حقوق نظامی

در هر نظام حقوقیِ نظامی، خروج سرباز از میدان نبرد، «فرار از جنگ» تلقی شده و مجازات آن معمولاً اعدام است. ابعاد این مسئله در قضیه مورد بررسی به شرح زیر است.

۳-۳-۱. تفاوت «فرار» با «خروج مجاز»: در این واقعه، ما با «فرار» (که پنهانی و بدون اجازه است) روبه‌رو نیستیم؛ بلکه با «خروج مجا»  مواجه هستیم. حکم «أنت في حِلٍّ»، در واقع یک «فرمان رسمی» است که وضعیت ضحاک را از یک «جرم نظامی» به یک «خروج قانونی» تغییر می‌دهد.

۳-۳-۲. اقتدار فرمانده در تعریف ضرورت: از نظر حقوق نظامی، این فرمانده است که «ضرورت عملیاتی» را تعریف می‌کند. امام (ع) در اینجا پارادایم جدیدی را تعریف می‌کند: «ضرورت اخلاقی» بر «ضرورت تاکتیکی» برتری دارد. ایشان با اعطای اجازه خروج، ثابت می‌کند که هیچ ضرورتی در جنگ، توجیه‌گر سلب حق انسانیِ یک رزمنده نیست.

۳-۴. تحلیل بر اساس کنوانسیون‌های بین‌المللی و حقوق بشردوستانه

اگر این واقعه را با استانداردهای کنوانسیون‌های ژنو و حقوق بشردوستانه تطبیق کنیم، به نتایج تکان‌دهنده‌ای، به شرح زیر، می‌رسیم.

۳-۴-۱. اصل «حق خروج ایمن»: در حقوق بشردوستانه، مفاهیمی چون «گذرگاه امن» برای تخلیه مجروحان یا غیرنظامیان وجود دارد. در اینجا، امام (ع) مفهومی پیشرفته‌تر از «گذرگاه امن» را برای یک «رزمنده» اجرا می‌کند. او با پذیرش شرط ضحاک، در واقع یک «پروتکل خروج ایمن» را در اوج محاصره پیاده می‌کند.

۳-۴-۲. تطبیق با مفهوم «اسیر» و «جنگجو»: در کنوانسیون‌های مدرن، وضعیت جنگجویی باید با احترام به حقوق بشر همراه باشد. رفتار امام با ضحاک، در واقع پیش‌درآمدی بر این ایده است که حتی در میدان نبرد، «حقوق فردی» نباید به طور کامل نادیده گرفته شود.

۳-۴-۳. تحلیل نهایی در تقاطع حقوقی: تلاقی این چهار محور، در نقطه‌ای به نام «عدالت مطلق» قرار دارد. در حالی که حقوق قراردادها بر «تعهد»، حقوق نظامی بر «اطاعت» و حقوق بشردوستانه بر «حفاظت» تأکید دارند، رفتار امام حسین (ع) در این واقعه، همه این‌ها را در یک نقطه جمع می‌کند: «تعهدی که با اراده آزاد پذیرفته شده باشد و خروجی که با احترام به کرامت انسان پذیرفته شود.»

۴. نتیجه‌گیری و درس‌های حقوقی برای عصر حاضر

تحلیل بینارشته‌ای واقعه ترخیص ضحاک بن عبدالله از میدان نبرد در عصر عاشورا، ما را به این نتیجه می‌رساند که امام حسین (ع) در اوج سخت‌ترین شرایط نظامی، تنها یک «حکم ترخیص» صادر نکرد، بلکه یک «پارادایم حقوقی» را پی‌ریزی کرد. از این تقاطع حقوقی، می‌توان سه درس بنیادین برای جهان امروز استخراج کرد.

۴-۱. اولویت «کرامت انسانی» بر «ضرورت عملیاتی»: در اکثر نظام‌های مدیریتی و نظامی، «ضرورت» به عنوان توجیه‌کننده سلب حقوق فردی به کار می‌رود. اما در این واقعه، با یک چرخش مهم روبه‌رو هستیم: امام (ع) ثابت کرد که هیچ ضرورتی، حتی ضرورت دفاع از جان امام و دین در واپسین لحظات، نمی‌تواند توجیه‌گر تبدیل انسان به یک «ابزار» باشد.

درس حقوقی: در هر سازمان یا نظام حقوقی، هرگاه «مصلحت جمعی» با «کرامت بنیادین فرد» در تضاد قرار گیرد، اولویت باید با کرامت انسانی باشد؛ زیرا حقی که در سایه اجبار به دست آید، دیگر «حق» نیست، بلکه «سلب اختیار» است.

۴-۲. بازتعریف «وفاداری» بر اساس «اراده آزاد»: بزرگ‌ترین دستاورد حقوقی این روایت، تفکیک میان «وفاداری اجباری» و «تعهد ارادی» است. امام با پذیرش شرط ضحاک و اعطای «حِلّ»، اعلام کرد که وفاداری تنها زمانی ارزش حقوقی و اخلاقی دارد که از «اراده آزاد» سرچشمه بگیرد.

درس حقوقی: تعهدی که بر اساس فشار، ترس یا اجبار باشد، در حقیقت یک «باطلیت» درونی دارد. این روایت به ما می‌آموزد که در قراردادهای انسانی و اجتماعی، «حق انصراف»  نه یک خیانت، بلکه بخشی از تکامل اراده انسانی است، مشروط بر آنکه بر اساس توافقی پیشینی و شفاف باشد.

۴-۳. مفهوم «حِلّ» به عنوان الگوی «عدالت بخشنده»: در حقوق مدرن، با مفاهیمی چون «بخشایش» یا «عفو» آشنا هستیم؛ اما «حِلّ» در کلام امام، فراتر از یک عفو ساده است. این، «برائت ذمه»‌ای است که در اوج نیاز به نیروی انسانی صادر شده است. امام (ع) با این اقدام، «عدالت» را با «رحمت» پیوند زد و نشان داد که قدرت (فرماندهی)، زمانی به کمال می‌رسد که در خدمت «آزاد کردن» انسان باشد، نه «به زنجیر کشیدن» او.

درس حقوقی: قدرت قانونی زمانی مشروعیت می‌یابد که بتواند در لحظات حساس، از «حقوقی که به نفع خود است» بگذرد تا «حقوقی را که به نفع طرف مقابل است» به رسمیت بشناسد.

سخن نهایی

واقعه ضحاک بن عبدالله، فراتر از یک گزارش تاریخی، یک «مانیفست حقوق بشری» در قلب میدان جنگِ عصر عاشورا است. این روایت به ما می‌آموزد که «حق» حتی در سخت‌ترین شرایط محاصره نیز نباید قربانی شود. امام حسین (ع) با گفتن «أنت في حِلٍّ»، نه تنها ضحاک را از تعهد نظامی آزاد کرد، بلکه به تمامی نسل‌های بعدی آموخت که «حقوق بشر» و «کرامت انسانی»، مقولاتی هستند که هیچ شرایط اضطراری، هیچ جنگی و هیچ ضرورتی نمی‌تواند آن‌ها را به تعلیق درآورد.

منابع و مآخذ

  1. ابومِخنَف، لوط بن یحیی. (بی‌تا). مقتل الحسین. بی‌نا.
  2. طبری، محمد بن جریر. (بی‌تا). تاریخ الأمم والملوک (تاریخ طبری) (ج. ۴). بیروت. بازیابی‌شده از کتابخانه مدرسه فقاهت: https://lib.eshia.ir/ تاریخ مراجعه: ۱۴۰۵/۰۴/۰۵
  3. محقق‌داماد، سیدمصطفی؛  درویش‌زاده، محمد. (۱۴۰۳، ۱۵ مرداد). پرسش‌هایی از نسبت میان نهضت حسینی با حقوق بنیادین بشری. روزنامه اطلاعات، سال ۹۹، شماره ۲۸۷۳۱.
استناد به این مطلب
محمد درویش‌زاده (۱۴۰۵). امام حسین (ع) و تعهد به حقوق قراردادها در لحظه تنهایی و اضطرار (مطالعه موردی ترخیص ضحاک بن عبدالله در عصر عاشورا). وب سایت شخصی محمد درویش زاده. https://darvishzadeh.illrc.ac.ir/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%b9-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d9%87%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1/
درباره نویسنده محمد درویش‌زاده

محمد درویش زاده، رئیس پژوهشکده حقوق و قانون ایران